خبرنامه ایرانارسانه: مادرم به دلیل داشتن سه بچه پشت سرهم و مخالفت پدرم، برای درس دادن در منزل کلاس برگزار میکرد. و خانمهای محل که کم سواد و حتی بیسواد بودند را کلاس بندی میکرد و قرآن و احکام به آنها یاد میداد. او به ازای این کار هیچوقت دستمزد نمیگرفت. به همین دلیل دوستهای زیادی هم پیدا کرده بود. البته این خانمها هر کدام هنرهایی بلد بودند که سعی داشتند به رسم تشکر و قدردانی از کارهای مادرم، از کار و هنرهای خودشان کمک بگیرند و به مادرم هدیه بدهند. و من هم همیشه مشتاق یادگرفتن و پر از استعداد، هنرهای ایشان را یاد میگرفتم با اینکه من دست چپ هستم و شاید آموزش و یادگیری بعضی از هنرهای دستی برای من سخت باشد، اما فقط با نگاه کردن به دست آنها کامل کار را یاد میگرفتم. حالا فکر میکنم توصیف محل زندگی و کودکی مادر قابل شنیدن باشد. محلی که نقطه مقابل محل زندگی ماست؛ شمیران و منطقه یک…
این مجموعه داستانی نوشته خانم فاطمه برزگر یارمحمدی است،برای مشاهده و خرید کتاب اینجا کلیک کنید.















